موهایم رد دست هایت را میجوید
آه ای رویای محال من
یاد آن روزها بخیر
روزهای گرم تابستان
لیوان های نارنجی رنگه کافه
آب هویچ های دوست نداشتنی
انگار دلم از بودنت قرص بود
رو به روی هم
چشمانت درون چشمهای من
آن روزها بخیر
وجودت پر از تمنا بود
وجودم پر از ناز وقتی
رویای مرا در سر داشتی
یادش بخیر جوان بودیم
هنوزم موهایم رد دست هایت را ...
کجای جهان رفته ای
دیدار...
ما را در سایت دیدار دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 11