عشق تورو اسیر کرد نه اینکه دلبسته یا عاشق باشی نه
عشق فهموندن شو از تو دور کرد
تو سرت به زندگی گرم شد به کارهای تکراری
عشق کاملا طعمشو از قلب و لبات پاک کرد
تو بی شهامتی ، متهمی به بی خیالی.
مدت ها بی منی
بدون اینکه خداحافظی کنی رفتی،
بعضی وقتها بیدار میشم از خواب که دست خطت
رو بغل کنم انگار دستهاتو روی صفحه جا گذاشتی
انگار همون لحظه تو هم منو تو آغوشت میگیری
میخوام خواب بودنت ، بیداری بشه
از وقتی فهمیدم تو مدت ها منو دوست نداری
اشک هام خودکشی دسته جمعی کردن
افسوس دستات نیستن
بیاو دست از این زندگی بی من بردار
بیا هیچ لذتی زیباتر از به آغوش کشیدن زنی نیست که
موهای پیچکیش با فکر تو در باد رها شده
منم مثل فروغ باورم اینه
"یک شب باد مارا با خود خواهد برد".
همه ی من ، تو شد
باور نمیکنی؟
بیا تمام من بوی نفس های تو شد
تو پنهانی درون من. تورو بین غم پیچ و تاب موهام
جا گذاشتم
تو پنهان شدی درونم.
حرفهام بوی تورو داره نگاهم دنبال توء
روحمو لبخندت تسخیر کرد
گرمای من از چشمای توء
همون گرمایی که حسش کردی
ارکیده من ، منو ببخش اگه سرتاسر تو شدم
دیدار...
ما را در سایت دیدار دنبال میکنید
برچسب: تو خیلی وقته خودتو,تو خیلی وقته نیستی,تو خیلی وقته نیستیو من کنارتم,تو میدونی تو خیلی وقته میدونی,با تو بودن خیلی وقته,خیلی وقته تو این دنیا گمم, نویسنده: بازدید: 9