نمیدانم این روزها در غیابت کجای دنیا را عاشق کرده ای،
چمیدانم شاید هم کافه ای را پیدا کرده ای که قدر سیگار کشیدنت را میداند
یادم هست گهگاهی سیگار به دستت میگرفتی
همه میدانند از لبانت تنها بوسه می آید
به تنهایی مرغ عشق مرده ات قسم ، که من با خیال تو پیوند دارم
با درختان خانه ات
با مسیر هر روزت پیوندی دارم
زیرا که شبها به خوابم می آیند
قلاف کن شمشیرت را با من عاقل باش
دیدار...
ما را در سایت دیدار دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13